خواجه عبدالله

چند کلام از خواجه‌عبدالله‌انصاری در ميان وبلاگستان فارسي

الهي، فاسقان زشتند و زاهدان مزدور بهشتند. اي آفريننده خلقان از آتش و آب، فريادرس از ظل حجاب و فتنه اسباب، كريما، گرفتار آن دردم كه تو درمان آني، بنده آن ثنايم كه تو سزاي آني، من در تو چه دانم، تو داني

برگرفته از وبلاگ نكته ها


روزه تطوع صرفه نان است. نماز تهجد، كار پيرزنانست. حج رفتن تماشاي جهان است. نان دادن كار جوانمردانست،
دلي به دست آر كه كار آنست.
اگر بر روي آب روي خسي باشي و اگر به هوا پري مگسي باشي، دلي به دست آر تا كسي باشي.

برگرفته از وبلاگ مردانه


"دل رفت و دوست رفت. ندانم كه از پس دوست روم يا از پس دل؟
گفتا به سرّم ندا آمد كه از پس دوست شو، كه عاشق را، دل از بهر يافتِ وصال دوست بايد. چون دوست نبوَد دل را چه كند؟...

برگرفته از وبلاگ توسکا


خدايا عارف تو را به نور تو ميداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند.موحد تو را به نور قرب مي شناسد و در آتش مهر می سوزد و از نار باز نمی پردازد .مسکين او که تو را يه صنايع شناخت و درويش او که تو را به دلايل جست که در آن گنجد از دلايل آن بايد خواست که از آن زيبد حقيقت توحيد بر زبان خبر چگونه آويزد ؟ و استدلال و اجتهاد چسان به آن پيوندد؟ توحيد عارف يافتن است در غفلت ؛ ناخواسته در آمده و بنده با خود پرداخته و در مشاهده قريب و مطالعه جمع افروخته مهر ازل سود کرده و دو گيتی بزبان برده.

برگرفته از وبلاگ moonlight of east


الهي
گر از دنيا مرا نصيبي است
به بيگانگان دادم
و اگر از عقبي مرا ذخيره ای است
به مومنان دادم
در دنيا مرا ياد تو بس
و در عقبي مرا ديدار تو بس
دنيا و عقبي دو متاعند بهايی
و ديدار نقديست عطايي
اقتباس الهي نامه از تفسير کشف الاسرار (تفسير آل عمران -جلد 2 - صفحه 319)

برگرفته از سايت davarpanah


الهي اگر توبه به بيگناهي‌است پس در جهان تائب کيست و اگر به پشيماني است پس در جهان عاصي کيست؟

برگرفته از وبلاگ واتو واتو


الهی٬ به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی٬درياب که ميتوانی.
الهی٬عمر خود به باد کردم و بر تن خود بيداد کردم : گفتی و فرمان نکردم٬ درماندم و درمان نکردم
الهی٬عاجزو سرگردانم ؛ نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم .
الهی٬ اگر تو مرا خواستی ٬ من آن خواستم که تو خواستی .
الهی٬ به بهشت و حور چه نازم ؛ مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.
الهی٬ در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار
بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار . به لطف٬ ما را دست گير و به کرم٬ پای دار ٬ الهی
حجاب ها از راه بردار و ما را به ما مگذار.

برگرفته از وبلاگ فرشته ی مهربونی


ای عزيز هر کس داند حقيقت چيست،داند که عشق کدام است و عاشق کيست.در اين راه مرد بايد بود و با دل پر درد بايد بود و هر که را رنج بيشتر ، تمتع بيشتر.
عاشق بايد بی باک باشد ، اگر چه او را بيم هلاک باشد. عشق آدمی خوار است. نه نام دارد ونه ننگ، نه صلح دارد و نه جنگ.عشق علتی است بر دوام حيات ، نه وسيلتی است بر اهتمام ممات. عشق دردی است که او را دوا نيست و کار عشق هرگز به مدعا نيست. مدعای عشق بی بلا نبود و چون بلايی رسد او را رد بلا نبود. عاشق هم آتش است و هم آب ، هم ظلمت است و هم آفتاب. بی صبری در عشق عذاب جاودانی است و بی اخلاصی در اطاعت وبال زندگانی است. عشق مايه آسودگی است ، هر چند مايه فرسودگی است.
هر چه عاشق نيست ستور است ، روز را چه گنه زانکه شب پره کور است؟ دل عاشق هميشه بيدار است و ديده او گهربار است. محبت او پيوسته با محنت قرين است. عاشق را صد بلا در پيش و هزار در راه.در اين راه گريه يعقوب بايد يا ناله مجنون، يا دل پر درد بايد يا ناله پر خون.

برگرفته از وبلاگ روزالده


الهی! دانايی ده که از راه نيفتيم و بينايی ده که در چاه نيفتيم.
الهی! آفريدی رايگان و روزی دادی رايگان بيامرز رايگان که تو خدايی نه بازرگان.
الهی! بنياد توحيد ما خراب مکن و باغ اميد ما کم آب مکن.
الهی!ميبينی و ميدانی و بر آوردن می توانی.
الهی! بود و نبود من يکسان از غم مرا به شادی رسان.

برگرفته از وبلاگ كاكو شيرازي


  
نویسنده : reza ; ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٢
تگ ها :