اي پار دوست بوده و امسال آشنا ...

اي پار دوست بوده و امسال آشنا
وي از سزا بريده و بگزيده ناسزا
اي سفته در وصل تو الماس ناکسان
تا کي کني قبول، خسان را چو کهربا
چند آوري چو شمس فلک هر شبانگهی
سر بر زمين خدمت ياران بيوفا
آن را که خصم ماست شدي يار و همنفس
با آنکه کم ز ماست شدي يار و آشنا
الحق سزا گزيدي و حقا که در خور است
پيش مسيح مائده و پيش خر گيا
بوديم گوهري به تو افتاده رايگان
نشناختي تو قيمت ما از سر جفا
بي ديده کي شناسد خورشيد را هنر
يا کوزه گر چه داند ياقوت را بها
ما را قضاي بد به هواي تو درفکند
آري که هم قضاي بلا باد بر قضا
اي کاش آتشي ز کنار اندر آمدی
نه حسن تو گذاشتي و نه هواي ما
حکم قضاي بود و گرنه چنين بدی
خاقاني از کجا و هواي تو از کجا

خاقاني شرواني(م 582 هجري)

  
نویسنده : reza ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها :