فال حضرت دوست ...

الحق که لسان الغيبی! من که جوابم را گرفتم، آنهم بروشنی! .... گرت هواست که معشوق نگسـلد پيمان ...  نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد ..... گرت هواست که معشوق نگسـلد پيمان ...  نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد ..... گرت هواست که معشوق نگسـلد پيمان ...  نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد .....  نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد ....  نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد .....

 بشنويد

هر آن کـه جانب اهل خدا نـگـه دارد
خداش در همـه حال از بلا نـگـه دارد
حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست
کـه آشـنا سخـن آشـنا نگـه دارد
دلا مـعاش چنان کن که گر بلـغزد پای
فرشتـه‌ات بـه دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسـلد پيمان
نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد
صـبا بر آن سر زلـف ار دل مرا بينی
ز روي لطـف بگويش که جا نـگـه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفـت
ز دسـت بنده چه خيزد خدا نگـه دارد
سر و زر و دل و جانـم فداي آن ياری
کـه حـق صحبـت مهر و وفا نگه دارد
غـبار راه راهگذارت کجاست تا حافـظ
بـه يادگار نـسيم صـبا نـگـه دارد

  
نویسنده : reza ; ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٢
تگ ها :