بوسه‌هاي باران ...

اين نشانه از که بود؟!

 بوسه‌هاي باران

اي مهربانتر از برگ در بوسه‌هاي باران
بيداري ستاره، در چشم جويباران
آئينهء نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران
بازآ که در هوايت، خاموشي ِ جنونم
فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران
اي جويبار ِ جاري ! زين سايه برگ مگريز
کاين گونه فرصت از کف دادند بي شماران
گفتي : "به روزگاري مهري نشسته!" گفتم :
"بيرون نمی‌توان کرد، حتي به روزگاران"
بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران
وين نغمهء محبت، بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران

 با صداي محمدرضا و همايون شجريان، با همراهی حسين عليزاده و کيهان کلهر  بر روی کلامي از محمدرضا شفيعي کدکني

  
نویسنده : reza ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :