و چقدر با خودم غريبه‌ام !!؟

اي شما!
اي تمام عاشقان هرکجا!
از شما سوال می‌کنم:
«نام يک نفر غريبه را
در شمار نامهايتان اضافه می‌کنيد؟»

يک نفر که تا کنون
رد پاي خويش را
لحن مبهم صداي خويش را
شاعر سروده هاي خويش را نمی‌شناخت
گرچه بارها و بارها
نام اين هزار نام را
از زبان اين و آن شنيده بود

يک نفر که تا همين دو روز پيش
منکر نياز گنگ سنگ بود
گريه گياه را نمی‌سرود

آه را نمی‌سرود
شعر شانه‌هاي بي پناه را
حرمت نگاه بي گناه را
وسکوت يک سلام
در ميان راه را نمی‌سرود

نيمه‌هاي شب
نبض ماه را نمی‌گرفت
روزهاي چارشنبه ساعت چهار
بارها شماره‌هاي اشتباه را نمی‌گرفت

اي شما!
اي تمام نامهاي هر کجا!
زير سايبان دستهاي خويش
جاي کوچکي به اين غريب بي پناه می‌دهيد؟

اين دل نجيب را
اين لجوج دير باور عجيب را
در ميان خويش
راه می‌دهيد؟

قيصر امين پور

  
نویسنده : reza ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :