يک درد دل! و يادی از تــــــختي

سه روز گذشته، به همراهِ چندتا از بچه ايراني‌های GaTech برای زلزله‌زده‌ها يک مقدار پول جمع کرديم. حالا منظورم از گفتن اين حرفها اين نيست که مثلاً بگم آره ما چقدر کارمون درسته و ... ولي به چند دليل حتماً مي‌خواستم اينرو اينجا بنويسم.
يکي اينکه، به بقيهء دوستامون توی دانشگاه‌هاي ديگه يک يادآوری شده باشه.
ديگه اينکه برام چند نکته جالب بود: مثلاً بچه‌های ترکيه - که خودشون زلزله ديده بودند - همشون خيلي دوستانه می‌اومدن و همدردی مي‌کردن و خيلي هم کمک کردند. من که مثل خيلي‌ از بچه ‌های ديگه که سفر به ترکيه برای ويزا، باعث شده بود که نسبت به ترکها يک ديد منفي پيدا کنم، الآن کلـّي احساس متفاوتي دارم.
يکي ديگه اينکه هنوز نميدونيم پولها رو بايد چيکار کنيم!! خيلي از بچه‌ها به علتِ خاطرهء رودبار و اينکه چادر‌های اهدائي به زلزله‌زده‌ها رو توی بازار تهران مي‌فروختن، چندان تمايلي بابت اينکه پولها رو برای حلال احمر بفرستيم، ندارند. من به راست و غلط بودنش کار ندارم. ولي يک سئوال اينجا مي‌مونه که چرا بايد اينجوری باشه؟ جداً چـــرا؟!؟!
موضوع ديگه که هنوز ناراحتم ميکنه اينه که: چطور ما برای مهموني سال نو به‌اندازه يک «عدد چهار رقمی توی يک شب» خرج ميکنيم ولي وقتي مي‌خوايم برای زلزله‌زده‌ها پول جمع کنيم، .... کاش ميتونستم احساسم رو اينجا بنويسم.

هميشه اسم «بوئين زهرا» و «زلزله» من رو به ياد جهان پهلوان تـــختي مي‌اندازه. بزرگمردي که در المپيک ملبورن بالاتر از قهرمانان روس و امريکا و ترکيه روی سکو ايستاد. فکر مي‌کنيد در چنين لحظاتي يک قهرمان به چی فکر ميکنه؟ به مسابقات سال بعد؟؟ به مقاماتي که در انتظار استقبال او هستند؟؟ به مردمي که برايش هورا ميکشند؟؟؟ اما تختي درست در همان لحظه به چيز ديگري مي‌انديشيد، او به بچه‌‌هاي خاني‌آباد مي‌انديشيد که هنوز با ني از جوی، آب مي‌خورند. تـــختي در «زلزلهء سال ۴۱ بوئين زهرا»، جعبه‌ای به دست مي‌گيرد و در کوچه و خيابان اعانه جمع مي‌کند. و مردم که به صداقت ابر پهلوانشان ايمان داشتند، همگي کمک مي‌کنند. کاش امروز هم تختي مي‌بود، کاش ... ، کاش قدری از خوني که در رگهای «تختي» جريان داشت، در رگهای «ايراني‌ها» بود....
حتماً حتماً، اين ۴ فايل رو راجع به زندگي تختي گوش کنيد. بخش اول ، دوم ، سوم ، آخر. منبع فايلهاي صوتي سايت فرهنگسرا.

  
نویسنده : reza ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ تیر ،۱۳۸۱
تگ ها :