يا مولا دلم تنگ اومده .....

با صداي سيما بينا

در ديده بجای خواب آبست مرا
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
زيرا که به ديدنت شتابست مرا
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
گويند بخواب تا که به خوابش بينی
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آی خدا زير سنگ اومده
اي بيخبران چه وقت خواب است مرا
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده

ای لاله تو همرنگ رخ يار منی
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
ای غنچه تو چون دهان يار منی
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
ای ماه اگر مثل شکر خنده کنی
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
گويند که نگار شکر گفتار منی

بلبل به سر چشمه به چکار  آمده‌اي
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
يا تشنه شده‌اي يا به شكار آمده‌اي
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
نی تشنه شدي نی به شكار آمده‌اي
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده
ديوانه شده‌اي ديدن يار آمده‌‌اي
يا مولا دلم تنگ اومده ..... شيشهء دلم آي خدا زير سنگ اومده

  
نویسنده : reza ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٢
تگ ها :