...... رحمت کند مگر دل نامهربان دوست

با صدای استاد

ای پيک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو بجز سخن دل‌نشان دوست
حال از دهان دوست شنييدن چه خوش بود
يا از دهان آنکه شنيد از دهان دوست
ای يار آشنا عـلم کاروان کجاست؟
تا سر نهيم در قدم ساربان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمی‌رسد که بگيرم عنان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سرفدای پای رسالت رسان دوست
رنجور عشق دوست چنانم که هر که ديد
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گردوست بنده را بکشد يا بپرورد
تسليم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گرآستين دوست بيفتد به دست من
چندانکه زنده‌ام سر من و آستان دوست
بی‌حسرت از جهان نرود هيچکس به در
الا شهيد عشق به تير از کمان دوست
بعد از تو هيچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کيست در جهان که بگيرد مکان دوست؟

  
نویسنده : reza ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :