دشــــــت


دشــت

با صدای: همايون شجريان، ساخته‌ی: حسن يوسف زمانی،
بر روی کلامی از فريدون مشيري 

در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد،
در سرود نرم رود،
خون گرم زندگی جوشيده بود
نوشخند مهر آب،
آبشار آفتاب،
در صفای دشت من کوشيده بود
شبنم آن دشت از پاکيزگی
گوييا خورشيد را نوشيده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از اين سرگذشت ...
ياد باد آن خوشنوا آواز دهقانان شاد،
ياد باد آن دلنشين آهنگ رود
ياد باد آن مهربانی های باد،
ياد باد آن روزگاران ياد باد
دشت با اندوه تلخ خويش تنها مانده است
زانهمه سرسبزی و شور و نشاط
سنگلاخی سرد بر جا مانده است
آسمان از ابر غم پوشيده است
چشمه سار لاله ها خوشيده است
جای گندمهای سبز، جای دهقانان شاد،
خارهای جانگزا جوشيده است!
بانگ بر می دارم از دل:
خون چکيد از شاخ گل، باغ و بهاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
سرد و سنگين کوه می گويد جواب
خاک خون نوشيده است

  
نویسنده : reza ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸۳
تگ ها :