ما ز بالاییم و بالا می‌رویم ما از آن جا و از این جا نیستیملااله اندر پی الالله استقل تعالوا آیتیست از جذب حقکشتی نوحیم در طوفان روحهمچو موج از خود برآوردیم سرراه حق تنگ است چون سم الخیاطهین ز همراهان و منزل یاد کنخوانده​ای انا الیه راجعوناختر ما نیست در دور قمرهمت عالی است در سرهای مارو ز خرمنگاه ما ای کور موشای سخن خاموش کن با ما میاای که هستی ما ره را مبند

 

ما ز دریاییم و دریا می‌رویم ما ز بی​جاییم و بی​جا می‌رویمهمچو لا ما هم به الا می‌رویمما به جذبه حق تعالی می‌رویملاجرم بی​دست و بی​پا می‌رویمباز هم در خود تماشا می‌رویمما مثال رشته یکتا می‌رویمپس بدانک هر دمی ما می‌رویمتا بدانی که کجاها می‌رویملاجرم فوق ثریا می‌رویماز علی تا رب اعلا می‌رویمگر نه کوری بین که بینا می‌رویمبین که ما از رشک بی​ما می‌رویمما به کوه قاف و عنقا می‌رویم

جلال الدین محمد مولوی

  
نویسنده : reza ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸۳
تگ ها :