بهار رفت و تو رفتی ...

شكست عهد من و گفت: هر چه بود گذشت
به گريه گفتمش: آري‌، ولي چه زود گذشت
بهار بود و تو بودي و عشق بود و اميد
بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت
شبي به عمر گرم خوش گذشت آن شب بود
كه در كنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشي در دلم به جاي گذاشت
شبي كه با تو مرا در كنار رود گذشت
گشود بس گره آن شب ز كار بسته‌ی ما
صبا چو از بر آن مشك سود گذشت
غمين مباش و مينديش از اين سفر كه ترا
اگر چه بر دل نازك غمي فزود، گذشت

ايرج دهقان ملايری

  
نویسنده : reza ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸۳
تگ ها :