اگر چه بر دل نازک غمی فزود ... گذشت!

شکست عهد من و گفت: «هر چه بود گذشت!»
به گریه گفتمش: «آری؛ ولی چه زود گذشت!»
بهار بود و  تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
شبی به عمر گرم خوش گذشت؛ آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت
شبی که با تو  مرا در کنار رود گذشت
گشود بس گره آن شب ز کار بسته‌ی ما
صبا چو از بر آن زلف مشک سود گذشت
غمین مباش و میندیش از این سفر که تو را
اگر چه بر دل نازک غمی فزود؛ گذشت!

«دکتر ایرج دهقان»

  
نویسنده : reza ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۳
تگ ها :