میهن ای میهن

          بشـــنويد

تنيده ياد تو در تار و پودم ميهن ای ميهن
بود لبريز از عشقت وجودم ميهن ای ميهن
تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی
فدای نام تو بود و نبودم ميهن ای ميهن
فزونتر گرمی مهرت اثر می کرد، چون ديده
به حال پر عذابت می گشودم ميهن ای ميهن
به هر مجلس به هر زندان به هر شادی به هر ماتم
به هر حالت که بودم با تو بودم ميهن ای ميهن
اگر مستم اگر هشيار اگر خوابم اگر بيدار
به سوی تو بود روی سجودم ميهن ای ميهن
به دشت دل گياهی جز گل رويت نمی رويد
من اين زيبا زمين را آزمودم ميهن ای ميهن

در باب لاهوتی صاحب کلام

  
نویسنده : reza ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :