... با نيک و بد خلق خدا کار نداريم

ما در دو جهان غير خدا يار نداريم
جز ياد خدا هيچ دگر كار نداريم
درويش فقيريم و در اين گوشه دنيا
با نيک و بد خلق خدا کار نداريم
با جامه‌ی صد پاره و با خرقه‌ي پشمي
بر خاک نشينيم و ز کس عار نداريم
در روى زمين چون دل ما گنج معانيست
دينار چه باشد، غم دينار نداريم
مائيم و گليم و نمد كهنه و كنجى
بر سر هوس جبه و دستار نداريم
ما مست صبوحيم ز ميخانه توحيد
حاجت به مي و خانه خمار نداريم
ما مست الستيم و به يک جرعه چو منصور
انديشه‌ي فتواي سر دار نداريم
بشنو زدل زنده‌ی شمس الحق تبريز
از دوست بجز وعده‌ی ديدار نداريم

  
نویسنده : reza ; ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :