اين دهان بستی دهانی باز شد

          بشـــنويد

در بيان روزه و آن در شريعت امساک است از مفطرات و در حقيقت اعراض است از التفاط به جميع کائنات. و گفته‌اند روزه‌ی جسد، باز ايستادن است از طعام و روزه‌ی دل نگاه داشتن دل است، از وساوس آثام. روزه‌ی روح عدم التفاط است به کل آنام و روزه‌ی دل استغراق است در بحر مکاشفه و مشاهده علی‌الدوام.
آنکه روزه‌ی صورت دارد افطار او در شب باشد و آنکه روزه‌ی معنی دارد افطار او در وقت لقاء رب باشد که «صوموا وافطروا لروئيته»

روزه گوید کرد تقوی از حلال
در حرامش دان که نبود اتصال
هست گربه‌ی روزه‌دار اندر صیام
خفته کرده خویش بهر صید خام 
کرده بدظن زین کژی صد قوم را
کرده بدنام اهل جود و صوم را 
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
اين دهان بستی دهانی باز شد
که او خورنده لقمه های راز شد
ضیف با همت چو ز آشی کم خورد
صاحب خوان آش بهتر آورد
ای پدر الانتظار الانتظار
از برای خوان بالا مردوار

باقی سخنان که متعلق این باب است در بیان جوع گفته خواهد شد.

از لب لباب مثنوی - با صدای عبدالکریم سروش

  
نویسنده : reza ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها :