آينهء مهر + آينه + انحلال نهضت آزادى

(از يادداشتهای يک دوست)
من آینه‌ای به دست گرفته‌ام تا تصویر رؤیای خویش را بنگرم و به شکفتن بابونه‌های معصوم ایمان بیاورم. آینهء من هیچ غباری را پذیرا نمی‌شود. آینهء من صداقت نگاههایی‌ست که در امتداد آبی جادهء زندگی چشم به راه رسیدن پرندهء خوشبختی‌اند.
من آینه‌ای به دست گرفته‌ام که لبخند پنجره را بی‌نهایت می‌کند و احساس سبز درخت را در جان خستهء باغ می‌رویاند، آینه‌ای که انعکاس شادمانی‌ست و فریاد زلالی برای رهایی، برای سرشاری حجم عشق، برای پرسه زدن در کوچه های آبی لبخند...
اینک بنگر آینهء کوچک مرا و دنیا را در ذهن خویش سبز کن. بگذار آخرین کلام عشق، اولین سپیدهء دیدار مهربانی باشد. بگذار دلت هوای روشنی دریاچهء رویاها را بکند. در آینهء کوچک من، خلوت معطریست برای پروانه‌هایی که عاشق دیدار گل سرخند، عاشق پنجره‌هایی که پرده‌های ضخیم را دوست ندارند.
اینک بنگر آینهء کوچک مرا و به انبوه عشق در جام نور، لبخند بزن! خورشید که بیاید ما با هم از دامن نورانی‌اش گل ستاره خواهیم چید و همسفر با بادبادکهای مسافر تا آسمان هفتم عشق پر خواهیم گشود.
مهم اینست که آینه‌ات بی غبار باشد و دلت هوای بابونه هایی را کرده باشد که هنگام
سپیده دم متولد می شوند.
پس بگشای آینهء خود را
..................ای آینه دار مهر و عاطفه....
....................................
صحبت آينه شد! آينه باز هم گردگيری شده. اين بار با ياد شاملو. برای من جالب بود چون من اين شعر شاملو رو نشنيده بودم.
کوه با نخستين سنگ‌ها آغاز مي‌شود و
....................انسان با نخستين درد ....

....................................
بشنويد از راديو آزادی: انحلال نهضت آزادى و محکوميت ٣٣ تن ملى-مذهبى توسط دادگاه انقلاب، از ديد يکى از بنيانگذاران، چندعضو و وکيل نهضت آزادى

  
نویسنده : reza ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸۱
تگ ها :