ما را سري است با تو ...

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم
شوق است در جدايي و جور است در نظر
هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم
روي ار به روي ما نكني حكم از آن تست
بازآ كه روي در قدمانت بگستريم
ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سريم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توايم و با تو نه‏ايم اينت بوالعجب
در حلقه‏ايم با تو و چون حلقه بر دريم
نه بوی مهر می​شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان شكايت برند به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟
ما خود نمی​رویم دوان در قفای کس
آن می​برد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده​اند که ما صید لاغریم

 

  
نویسنده : reza ; ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها :