خداوندا در اين منزل برافروز از كرم نوري
كه تا گم كرده‌ی خود را بيابد عقل انساني
 
شب قدر است در جانب چرا قدرش نمي‌داني
تو را مي‌شورد او هر دم، چرا او را نشوراني
 
تو را ديوانه كرده‌ست او، قرار جانت برده‌ست او
غم جان تو خورده‌ست او چرا در جانش ننشاني
 
چو او آب است و تو جويي چرا خود را نمي‌جويي
چو او مشك است و تو بويي چرا خود را نيفشاني
 

  
نویسنده : reza ; ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٤
تگ ها :