ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايي

بيادِ دستي که بر در خانهء‌ دوست رسيد، ولي برات خود نستاند.

برای دانلود : گـل باغ آشـنايي [ra.] ، حجم ۱.۲۵ M
شعر از : عراقي، تولد بسال ۶۱۰ ه.ق. در همدان وفات بسال ۶۸۸ ه.ق. در دمشق
کاری از : مصطفي کسروی، از نخستين دانش‌آموخته‌های هنرستان عالي موسيقي هر چند تخصص وی در زمينهء موسيقي کلاسيک بود ولي آ‌ثار بي‌نظيری از او در موسيقي سنتي بيادگار مانده.
با صدای : محمدرضا شجريان

ز دو ديده خون فشانم ز غــمت شب جدايي
چــه كنم كه هست اينها گـل باغ آشــــنايي
مــــژه‌ها و چشم يارم به نظر چــــنان نـمايد
كه مـــيان سنبلــستان چرد آهــوي ختــايي
سر برگ گــل ندارم به چه رو روم به گــلشن
كه شــــنيده‌ام ز گلها هـــمه بوي بي‌وفـايي
بكدام مذهبست اين؟ بكدام ملت‌است اين؟
كه كشند عاشقي را كه تو عاشـقم چرايي
به طواف كــعبه رفتم به حــرم رهـــم ندادند
كه تو در بـرون چه كردي كه درون خانه آيي؟
به قـــمارخانه رفتم، هــــــمه پاكــــباز ديدم
چـو به صــومعه رســــيدم همه زاهد ريايي
در ديــر مي‌زدم مــــــن، که نـــدا ز در درآمد
كه درآ درآ عــــــراقي، كه تو هم ازآن مــايي

توضيح : مشکلي که توي دانلود کردن فايلها بود، برطرف شد

  
نویسنده : reza ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸۱
تگ ها :