دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش

دوست عزيزی که در آخرين جرعه‌ها همواره همراهمان است، (و به دلايل امنيتی از فاش‌کردن نام مبارکشان معذورم ولي ايشان شديدا Hardliner مي‌باشند، بنحوی که هر روز روزنامهء قدس تلاوت مي‌فرمايند!) در اواخر چت مفصلي که دقايقي پيش به پايان رسيد،‌ در خصوص کاهش فرکانش جرعه‌های جامشان از زبان لسان‌الغيب فرمودند:

ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش

از آنجا که اين حقير ِ سراپا تقصير، نيت کرده بودم جام ِ امشب را ميهمانِ فالِ حضرتش باشيم،‌ گفتم همين غزل، فال امشب ما بود که بواسطهء دوستي ديگر ابلاغ شد! حقيقتا تمام کلام حافظ در و گوهر است ولي من اين غزل را بجهت اين بيت بسيار دوست دارم.

تكيه بر تقوى و دانش در طريقت كافريست
راهرو گر صد هنر دارد توكــل بايدش


ايــنجا مي‌توانيد غزل را بشنويد.

باغبـان گر پنج روزى صــحبت گل بايدش                بر جــفاى خارهــجران صبر بلبل بايدش
رند عالم سوز را با مصلحت بينى چه كار                كار ملكست آن كه تدبير و تامل بايدش
اى دل اندر بند زلفش از پريشانى منال                مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش
تكيه بر تقوى و دانش در طريقت كافريست                راهرو گر صد هنر دارد توكــل بايدش
با چنين زلف و رخش بادا نظربازى حرام                هر كه روى ياسمين و جعد سنبل بايدش
نازها زان نرگس مستانه اش بايد كشيد                اين دل شوريده تا آن جعد و كاكل بايدش
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند                دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
كيست حافظ تا ننوشد باده بى آواز رود
عاشق مسكين چرا چندين تجمل بايدش


  
نویسنده : reza ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ شهریور ،۱۳۸۱
تگ ها :